ای زن، فقط برای تو و تنها برای تو، بازگشت من را پیش میآورم...
عیسی، عشق بیحد و مرز، به قوم خود آمده است و ناله همهی عشقهاش را میکشد، او عاشقی و خیرخواهی ناله میکند.
ای بچهها، فرزندان من، دنیا نزدیک به بزرگترین فاجعه است! در آنجا ایستاده نباشید تا همه چیز اتفاق بیفتد، بلکه با شتاب به کلیساهایم بروید، به من در مقدسترین اقامتیه آیید. زنده هستم در آن میزبان و برای متحد شدن با شما آمدهام، گوشتم گوشت تو را میشود.
ای! فرزندان من، فرزندان من، هنوز چه دردی است در گوشتم، همچنان «عیسی صلیبکشیده» هستم زیرا قوم محبوبم مرا نمی�دیده و به من گوش ندادند و برای یافتن رضایتهایی که هرگز پیدا نخواهند کرد، به خیابانهای دنیا میروند.
من راه، حقیقت و زندگی هستم و نجات شما هستم؛ در کلیسای من همهی آرامشام است. زنده بر آن انتظار تو را دارم تا «نان زنده» باشم برای پناهگاه و قوتت.
از من، خدایت تنها و حقیقی، دور نشدید زیرا فقط در من میتوانید همهی خوبیها را بیابید. خودتان را از انتقاد کردن کار فرزندان مقدسم گمراه نکند؛ آنها مردان مانند شما هستند.
به کلیسا بروید، «برقرار» که روی آن مذبح مقدس یکی هست که هرگز تو را خیانت نخواهد کرد، عیسی زنده از عشق و برای اینکه در او بهسبب عشق دوباره بیدار شوید.
مادر قدیسترین من با اشک و درد است چون ناخوشایند دنیا: فرزندانش را در مرگ گناه، نابودی و شر میبیند.
او برای بازگشت من هر لحظه دعا میکند، زمانها را پیشبینی کردهاست تا بتوانم دنیا را قبل از آنکه جهان فرزندان مرا ببلعد، نجات دهیم.
ای زن! فقط به خاطر تو و تنها برای تو، وقت بازگشت من را جلو میآورم و فرزندان مرا نجات میدهم تا آنها را از چنگال شیطان بیرون آورم.
زمان شما آمده است، ای شیطان، که دردهای خودت را پایان دهید. زمان داده شده به تو تمام شد. اکنون برای گرفتن فرزندان مرا بازمیگردم و همهشان را نجات میدهم. آنها را از دستت بیرون آورم، ای موجود ناپاک، و توتو را به جهنم انداختم که تا ابد آنجا بماند. مردم من را از زنجیرهای دردی تو آزاد خواهم کرد و زنجیری بر تو گذارم، دستان مرا برای همیشه زنجیرهای برت خواهد بود.
خورشید نو به زمین میآید و همه چیز با عشق روشن میشود. برگردانده شوید، فرزندان، در آمدن به کلیسای من تأخير نکنید که جیزوس در اقرب است آنجا هست و منتظر شماست تا با شماست متحد شود به عنوان نان زنده و برایتان سپر باشد در آخرین نبرد نهایی علیه شیطان.
بیا، فرزندان، جیزوس است که شما را میخواند، فریادش عشق است، و او آمده تا شماست نجات دهد: با وی جنگید به ضد شیطان با اسلحههای عشق که دعا، اعتراف و اقرب هستند.
همیشه یکدیگر را دوست داشته باشید تا شاهدان عشق باشید. بیایید به تپه من، غار من، زیرا خودم آنجا در جلال خواهم ظاهر شد.
کلیسای مرا باید چشمش باز کند و ببیند؛ آن را باید میتوانست تشخیص دهد و تنها پس از دیدن با چشم خودش سخن بگوید. هیچ ممنوعیتی بر تپه من نباشد , من هستم و همهرویان آنجا منتظرم تا آنها را پر از نعمتهای بیپایان کنم، آنجا عجایب بیشمار انجام میدهم، اما بیایید، با اطمینان بیایید، ای فرزندان، زیرا خداوند عشق بیپایان است که شما را میخواند.
با محبت، عیسی.
منبع: ➥ ColleDelBuonPastore.eu