پیام‌هایی از منابع مختلف

۲۰۲۶ ژوئیهٔ ۲۵, شنبه

آمدن عصر جدید

پیامی از مریم تقدیس‌شده به والنتینا پاپانیا در سیدنی استرالیا، ۲۸ ژوئن ۲۰۲۶

در طول شب، طبق معمول، درد زیادی در پاهایم داشتم. ناگهان فرشته آمد و مرا به آسمان برد تا با مادر مبارک دیدار کنم. او توسط فرشتگان و قدیسین بسیاری احاطه شده بود.

مادر مبارک فرمود: «والنتینا، دختر من، ما می‌دانیم که تو برای ما رنج زیادی می‌کشی و امروز موهبتی ویژه دریافت می‌کنی که ما بیاییم و به تو امید ببخشیم. آمده‌ایم تا کمی حمایتت کنیم و به تو دلگرمی دهیم. ببین چه تعداد انسان‌های پاک‌دستی با من آمدند.»

«فرشتگان، همگی مرا ستایش می‌کنند و دوستم دارند. پسرم عیسی ما را به اینجا فرستاد تا تو را تسلی دهد، تا در اینجا با ما باشی و در کنار ما شاد باشی.»

گفتم: «اوه مادر مبارک، شما بسیار زیبا هستید و بودن در میان شما بسیار زیباست.»

او فرمود: «وقتی زانو زدی، چیز دیگری را به تو نشان خواهم داد.»

زانو زدم و مادر مبارک فرمود: «سرت را بلند کن و چشم‌هایت را بالا بیار.»

ناگهان توانستم رؤیای بسیار زیبایی را ببینم. دوباره در این رؤیا، مادر مبارک به همراه تمام فرشتگان و قدیسین ظاهر شد. هزاران هزار فرشته بودند که همگی با رنگ‌های بسیار زیبایی آراسته شده بودند.

او فرمود: «آنچه اکنون به تو نشان می‌دهیم — این همان چیزی است که در عصر جدید صلح اتفاق خواهد افتاد. دیگر شرارتی وجود نخواهد داشت. چنان صلحی در جهان برقرار خواهد شد و چنان شگفتی‌ای رخ خواهد داد که آسمان و زمین به هم پیوند خواهند خورد. کسانی که در آن زمان روی زمین باقی بمانند، به محض اینکه چشم‌هایشان را بلند کنند، آسمان بر آن‌ها نازل خواهد شد.»

رؤیا بسیار واضح و زنده بود. همه در حال حرکت و سرشار از زندگی بودند.

او فرمود: «آسمان و زمین این‌قدر به یکدیگر نزدیک خواهند بود — پیوند خورده با هم. زمانی شگفت‌انگیز و حیرت‌بخش خواهد بود.»

پرسیدم: «مادر مبارک، این اتفاق چه زمانی می‌افتد؟ سرور ما عیسی مدام به ما وعده می‌دهد.»

پاسخ داد: «خیلی، خیلی زود. همان‌طور که می‌بینی، تمام این بلایا در حال رخ دادن است، اما مردم گوش نمی‌دهند و تغییر نمی‌کنند. موج گرمایی که امسال بسیار زود به اروپا فرستاده شد — به دلیل مشکلات محیطی نبود، بلکه برای این بود که مردم تغییر کنند و زمانی را که در آن زندگی می‌کنند بشناسند. آن‌ها باید دوباره خدا را بشناسند و تغییر کرده و توبه کنند، اما هیچ‌کس گوش نمی‌دهد.»

«پسرم سعی می‌کند از طریق آب‌وهوا به آن‌ها بگوید. در موج گرمایی که به‌تازگی در اروپا رخ داد، افراد زیادی جان باختند، اما کسی درباره آن صحبت نمی‌کند.»

«و زلزله (در ونزوئلا) هست و باز هم خواهد بود، و این اتفاقات به آمدن ادامه می‌دهند تا مردم را به زانو درآورند تا تشخیص دهند که خدا وجود دارد و او بر همه چیز تسلط دارد.»

پرسید: «آیا رؤیایی را که به تو نشان می‌دهم دوست داری؟»

پاسخ دادم: «او مادر مبارک، من عاشق آن هستم، اما از آنچه در راه است خوشم نمی‌آید، زیرا پیش از تمام زیبایی‌هایی که شما به من نشان می‌دهید و قرار است به ما برسد، قطعاً پاکسازی جهانی در پیش است.»

گفت: «بله، پاکسازی خواهد آمد و روزهای سخت، و شما همین حالا هم در آن زندگی می‌کنید، اما پس از این، زمین جدیدی پدید خواهد آمد. فکر کن چقدر زیبا، شادمان و شگفت‌انگیز خواهد بود. هیچ‌کس به هیچ چیز دیگری در دنیای مادی اهمیت نخواهد داد. همه با آسمان یکی خواهند شد و شادی وصف‌ناپذیری خواهد بود.» او مدام این را به من می‌گفت.

«باید به مردم بگویی توبه کنند و تغییر مسیر دهند. تمام این بلایایی که اکنون در حال وقوع است نشان می‌دهد که شما در آن دوران زندگی می‌کنید. باید خودتان را از نظر معنوی آماده کنید. مردم باید خدا را بشناسند، زیرا افراد زیادی خواهند بود که بدون توبه می‌میرند. اتفاقات زیادی در حال رخ دادن است و مردم باید آماده باشند.»

رؤیای عصر جدید صلح واقعاً زیبا بود. آنچه در برابرم بود را دوباره وقتی به بالا نگاه کردم، در افق آسمان دیدم. انبوهی از فرشتگان و قدیسان را دیدم و همه آن‌ها همراه مادر مبارک بودند.

مادر مبارک فرمود: «در دنیای جدید ترسی نخواهد بود. هیچ‌چیز این عصر شگفت‌انگیزی را که پروردگار ما در حال آماده کردنش است، از بین نخواهد برد و این دوران نزدیک است.»

او بسیار شادمان بود زیرا شادی در وجودش جاری بود، وقتی فرمود: «آینده در راه است، عصری چنان شگفت‌انگیز بر روی زمین که مردم هیچ تصوری ندارند چه چیزی در پیش است.»

گفتم: «اوه، مادر مبارک، ای کاش همین حالا اینجا بود.»

او فرمود: «شجاع باش — دور نیست. ببین چه تعداد فرشتگان و قدیسان در آسمان با من شادی می‌کنند. و والنتینا، تو باید بسیار خوشحال باشی، زیرا خواهرت آنجلا با من است. او از چنین زیبایی و آرامشی در بهشت لذت می‌برد. باید به او افتخار کنی که در بهشت با من است.»

گفتم: «مادر مبارک، زمانی از خواهرم پرسیدم: آنجلا، مادر مبارک در بهشت چگونه است؟ خواهرم پاسخ داد: آنچه تو تصور می‌کنی مادر مبارک روی زمین هست، در مقایسه با واقعیتی که در بهشت است هیچ است. او هزار برابر زیباتر است.»

اوه، مادر مبارک از شنیدن این حرف بسیار خشنود شد.

با لبخندی بر چهره‌اش فرمود: «می‌دانی، امروز در بهشت مرا جشن می‌گیرند. آن‌ها در حال آماده کردن ضیافتی ویژه برای من هستند. باید بروم. باید آنجا باشم تا خودم را آماده کنم.»

پرسیدم: «مادر مبارک، چه لباسی خواهید پوشید؟ لباس به چه رنگی؟»

او پاسخ داد: «اگر بخواهم می‌توانم زرد طلایی کم‌رنگ بپوشم، اما سفید را انتخاب می‌کنم، چون سفید نماد پاکی است و همه مرا ستایش خواهند کرد. من مادر همه شما هستم، فرزندان من. شما را بسیار دوست دارم.»

مادر گرامی امروز بسیار شادمان بود. او به من نشان داد که آسمان چگونه بسیار به زمین پیوند خواهد خورد. تمام کاری که باید بکنیم این است که زانو بزنیم و به آسمان بنگریم، و آنجا مانند دری باز خواهد شد. ما که در آن زمان روی زمین هستیم، قادر خواهیم بود همان رؤیایی را ببینیم که در آسمان به من نشان داده شد. مادر گرامی، سرورمان عیسی و قدیسان نیز به زمین خواهند آمد. هیچ چیز مانع آن‌ها نخواهد شد. مردم در حالت فیض خواهند بود و تمام این‌ها را تجربه کرده و خواهند دید.

مادر گرامی به من نگفت که چیزی مثل غذا آماده کنم. او فقط آنچه سرورمان می‌خواهد را گفت: اینکه مردم توبه کنند، بازگردند، خدا را بشناسند، به سوی او بیایند و خود را از نظر معنوی آماده کنند.

منبع: ➥ valentina-sydneyseer.com.au

متن این وب‌سایت به طور خودکار ترجمه شده است. از هرگونه خطا پوزش می‌طلبیم و لطفاً به ترجمه انگلیسی مراجعه کنید