بچههایم، مریم پاکدختی، مادری همه ملتها، مادر خداوند، مادر کلیسا، ملکه فرشتگان، یاری ستمدیدهان و مادر رحیم تمام فرزندان زمین — نگاه کنید بچهها، حتی امروز هم او به شما میآید تا از شما عشق بورد و برکت دهد.
بچههایم، جان را فراموش نکند؛ من این کار را بیوقفه تکرار خواهم کرد! همه چیز مقدس که در آن وجود دارد را به خود نزدیک کنید؛ اگر به جان گوش دهید، خداوند است که شما را میشنوید! دیگر عادت ندارید که به آن گوش بدهید؛ یک لحظه تنهایی بین خود و جان بگذراند؛ حرف نزند؛ خوب بشنود. جان خداوند را در دلهایتان آورد و به شما آموزش میدهد چگونه این زندگی دنیوی را سپری کنید. از همه چیز ترسید؛ نمی営د که گوش بدهید زیرا کاملاً میدانید اگر آنچه آن را میگوید فهمیده باشید، خداست که با شما سخن گفته است. خواهان هستید تا چنین زنده بمانید و فکر میکنید خداوند در آسمان بالاست؛ بعضی به او دعا میکنند، برخی از او توهین میکنند، هنوز دیگرانش را رد میکنند — ترسید از قضاوت.
خداوند قضاوت نمی営د؛ خداوند شما را آموزش میدهد! قضاوت آن روز خواهد بود که رسید و به خانه پدر بازگردیدید!
بچههایم، ترسید نکنید؛ یاد بگیرید تا جان را بشنوید، ملکه جان؛ جان داغ است، و اگر یاد بگیرید که آن را بشنوید، هرگز از این کار دست نخواهید کشید زیرا بزرگترین مشاور است.
این کار را انجام دهید و خداوند پدر آسمانی را شنیدهاید!
سنت به پدر، پسر و روحالقدس.
برکت مقدس من را بر شما میگذارم و از گوش دادن به من سپاسگزاری میکنم.
دعا کنید، دعا کنید، دعا کنید!
مریم مقدس با پوشاک سفید و یک پرده آسمانی پوشیده بود؛ بر سرش تاجی از دوازده ستاره قرار داشت و در پای او کودکان حاضر امروز در چشمه بودند.
فرشتگان، فرشتههای بزرگ و قدیسان حضور داشتند.