امروز صبح، زمانی که در خانه برای عشای ربانی یکشنبه آماده میشدم، شنیدم که خداوند با صدایی ملایم با من سخن میگوید. او پرسید: «آیا امروز برای تسلای من به اتاق بالایخانه میآیی؟»
پاسخ دادم: «خداوند عیسی، من لایق نیستم که هر بار نزد تو بیایم.»
او پاسخ داد: «بله، هستی. میخواهم با من باشی. وقتی با من هستی، تسلای اندکی به من میبخشی.»
گفتم: «خداوند عیسی، هر بار که رنجهای تو را میبینم، بسیار متأثر میشوم.»
بعداً در طول عشای ربانی مقدس، در اتاق بالایخانه، خداوند عیسی فرمود: «میبینی چطور بشریت را دوست دارم. چطور برای آنها رنج میکشم. برای دنیا و برای گناهکاران دعا کن. به آنها بگو که زیر صلیب مقدس من بیایند، و برایشان بگو که چگونه مصلوب شدم و چقدر برایشان رنج کشیدم و اکنون چقدر برای نجات و کمک به آنها در حال رنج کشیدن هستم. اما به آنها بگو پیش از آنکه دیر شود توبه کنند، زیرا بسیاری از مردم در حال مرگ هستند و بلایای بسیاری همچنان رخ خواهد داد.»
پرسیدم: «اما خداوند عیسی، آیا بهتر نبود که تو دنیا را تغییر دهی؟»
او پاسخ داد: «همه چیز در زمان مناسب اتفاق میافتد، اما مردم باید توبه کنند و تشخیص دهند که من خدا هستم.»
خداوند بسیار غمگین بود. بودن با او احساس عاطفی عمیقی داشت؛ سپس من همگان را به او تقدیم کردم و از او خواستم که با آنها مهربان باشد. خداوند التماس مرا پذیرفت.
سپس فرمود: «حالا بهتر است به جای خود برگردی زیرا عشای ربانی توزیع خواهد شد. وقتی مرا دریافت کردی، برای مقاصد من به من تقدیم کن.» خداوند پیشاپیش نیت مرا میداند، اما نیاز دارد که من برای مقاصد او تقدیم کنم.
او فرمود: «شجاع باش و کلام مقدس مرا proclaimed کن (اعلام کن)، و به مردم بگو توبه کنند.»
در هنگام توزیع عشای ربانی، وقتی زنی در حال توزیع عشای ربانی برای جمع بود، خداوند بسیار خشمگین و ناراحت شدند.
او فرمود: «آه، من از او بیزارم، و از تمام زنانی که دور مذبح من هستند و بدن مقدس مرا لمس میکنند بیزارم.»
مدتی پیش، فرشته درباره این زنان توزیعکننده عشای ربانی برایم توضیح داد. فرشته گفت: «آنها خود را خادمان عشای ربانی مینامند، زیرا شیطان در را برای آنها باز کرده است.»
در حالی که در طول مراسم عشای ربانی دعای پدرمان را میخواندیم، خداوند عیسی با صدایی آمرانه سخن گفت. او فرمود: «زانو بزنید! شما در حضور من هستید! باید به یاد داشته باشید که همگی گناهکارید.»
وقتی جمع برای نشان دادن علامت صلح رو به یکدیگر میکنند، خداوند بسیار ناراحت میشوند.
او فرمود: «این از جانب من نیست. من چنین چیزی را نمیخواهم. فرزندان من، شما در حضور من هستید. همگی باید زانو بزنید و از من طلب رحمت کنید، زیرا به میز مقدس من میآیید.»
از زمان پیشکشی به بعد، خداوند عیسی به من میگوید که تا زمان ایستادن و رفتن برای دریافت عشای ربانی، روی زانوهایم بمانم.
خداوند عیسی، بر ما و تمام جهان رحیم باش، و لطفاً بیا و جهان را نوسازی کن.