"من عیسی هستم، متولد شده. آمدهام تا برای شما سادهتر توضیح دهیم دربارهی اتاقهای قلب مقدس من. چهار اتاق وجود دارد. اولین اتاق از قلب من قلب بیداغ مادر مقدس مری است - زیرا هیچکس نمی�بر میتواند به من برسد مگر از طریق قلب او که عشق مقدّس است. هر یک از این اتاقها در دل ما متحد شدهاند و شما را عمیقاًتر به سوی عشق الهی میبردند - قلب الهیم."
"بهتر است بدینصورت توضیح دهید. مسیر روحانیت را با یک شمع مقایسه کنید. در اولین اتاق - دل مادرم - آتشک بهطوری ناپایدار میسوزد و نور ثابت نمی�بر نمیتوانست. عشق مقدّس در قلب روح هنوز پاک نشدهاست. این روح نیاز دارد که از گناههای آشکار خود پاک شود. عشق در دلها در این اتاق ضعیف است. مانند آتشکی که با باد ناپایدار میسوزد."
"چون روح تحت فرمانهای عشق بیشتر عاشقی شده، به سوی عشق الهی و دومین اتاق قلب من حرکت میکند. در اینجا روح بسیار روشنایی دریافت میکند و تغییرات داخلی درون دل رخ میدهد. روح رابطه خصوصی با من توسعه پیدا میکند. اکنون روح نور دارد، اما مانند آتشک زیر پوشش است، زیرا بیشتر از آن بین روح و من پنهان ماندهاست."
"اتاق بعدی [سومین اتاق] تغییر قابلتوجهی میآورد. پیشرفتهایی که دل در دو اتاق اول انجام داده بود، روشنتر شد. آتش عشق در قلب روح به بیرون دنیا جاری شدهاست. او شهید عاشقی است که تلاش میکند با اراده الهی پدرم هماهنگ شود."
"آه! اما اکنون به چهارمین اتاق قلب من میرسیم. این اتاق نزدیکترین اتاق است. روحها در این اتاق ویژه - و اندک هستند - با اراده الهی خدا کاملاً متحد زندگی میکند. آتش شمع کوچک روح اکنون با نور پایدار سوختهاست چون با آتش دلهای ما متحد شدهاست. این روح دیگر هیچچیز نمی�بر، زیرا ارادهٔ او نابود شده و یکی است با اراده الهی. این اتاق هدف همه روحانیت است. این اتاق یک قصر است و در این قصر اراده پدرم تاجگذاری کردهاست."
"میتوانم دربارهی مسیر روحانی به شما بگویم، اما باید آن را با تسلیم کردن ارادهٔ خود دنبال کنید. هر دروازهای که به اتاقها باز میشود از طریق تسلیم بیشتر و هماهنگی با اراده الهی است. وقتی خداوند ارادهاش را درون قلبتان کشف کردید، در چهارمین اتاق خواهید بود."
"لطفاً آنرا آشکار کنید."