فرزندان عزیز قلب بیعیب و نقص من:
پردهی من هر یک از شما را محافظت میکند، هر یک از شما.
چون که پردهی من گنبد آسمانی را پوشانده است، همینگونه همه فرزندانم را نیز پوشیده است.
عزیز من:
ترسید که مادر تمام بشریت هستم، وکیل و دفاعکننده هر یک از فرزندانم. هیچکسی را بهطوری متفاوت نمی�دیدم، همهشان در قلبم هستند، حتی آنها که مرا رد میکنند؛ آنان همانندانی هستند که بیشتر جستجو میکنم، نیاز بیشتری بهشان دارم و دل من بیشتر برایشان آرزو دارد.
دستیام راهی را نشان میدهد که باید برود تا از گمراه شدن در گناه نجات یابید.
در این لحظه، سلسله مراتب کلیسا’باید دقیقاً کلام پسرم را بدون تفسیر اعلام کند و آنچه که گناه است را گناه بگویند و آموزش دهند و
دانش کوچک فرزندانم را افزایش دهند تا در چاه گناه سقوط نکنند از آنجا که نمی�دیدهاند.
هنگامیکه اعلام میکنند که گناه، گناه نیست، فساد و عدم اطاعت از کلام پسرم را اعلام میکنند و این دل خداوندی را بسیار زخمی میکند؛ آنها شمشیرهای جدید هستند که قلب دردناک من را فرو میبرند.
هنگامیکه گناه را گناه نمی�دیدهاند، فساد و عدم اطاعت از کلام پسرم اعلام شده است و این دل خداوندی را بسیار زخمی میکند؛ آنها شمشیرهای جدید هستند که قلب دردناک من را فرو میبرند.
فرزندان محبوبم (قسسان) باید تصمیم بگیرند – اکنون! برای نجات جانها، که این وظیفهشان است و مأموریتای که پسرم بهشان داده: نجات دادن جانها. گناه را گناه نامیدن فرزندان محبوبم را بزرگ خواهد کرد.
فرزندان عزیزم (قسیسها) بایستی تصمیم بگیرند – اکنون! برای نجات روحها، این مأموریت و وظیفهای است که پسرم به آنها سپردهاست: نجات یافتن از روحها. گفتن گناه را گناه نامیدن فرزندان عزیزم من را بزرگ خواهد کرد.
دوزخ پر شده… و در میان روحهای رنجکش که آنجا هستند، با درد میبینم برخی از آنها که کلام پسرم را بهطوری بیدغدغه اعلام کردهاند. برای اینکه بتوانند کلام پسرم را اعلام کنند، فرزندان محبوبم باید ایمانشان قوی نگه دارند؛ همان ایمانی که ابتداشان را جذب کرد و همان ایمانی که آنها وقتی کاملاً خودشان را به پسرم وقف کردند اعلان کردند.
کلیسای پسرم باید مقدس باشد چون پسرم مقدس است.
قدسیت با کلمات تردیدآمیز دستیافتنی نیست…
قدسیت با تردیدی یا پنهان کردن گناه دستیافتنی نیست…
قدسیت تنها با رحمت الهی بهدست نمی�د بلکه از راه دشوار آن است تا قدسیتی پایدار باشد و یک وهم کاذب نباشد.
این لحظهها برای فرزندانم تعیینکننده هستند:
دستوری که دریافت میکنید…
کلماتی که وجدان شما را باز خواهد کرد…
دعوت به شناخت آنچه در اطراف بشریت رخ میدهد و
دعوت برای بیدار شدن تا حقیقت باشید، همه این مطابق با اراده پسرم است
که میخواهد مردمش بهوسیلهٔ تصمیم و اقتدار خود مقدس باشند برای عشق و ایمان. اما باید ایمانی محکمی داشته باشد، و برای این کار، مردم پسرم در همه آنچه که به بشریت خواهد رسید آموزش دیدهباشند تا بیخبر نباشند.
همه دعوتهای من توسط کسانی سؤال میشود که نمی�دهن پذیرفته شود که مادرشان فرزندانش را هشدار دهد.
من، در اطاعت از فرمانها و دستورهای پسرم، هر یک از دعوتهای خود بهصورت روشن نقاط مختلفی را بیان میکنم تا جاییکه دشمن روح فرزندانم آنها را حمله کند, اما واقعیتها با دیدگاه متفاوت دیده نمی�دهند، و این باعث شدهاست که کسانی که نمیخواهند مردم پسرم از آنچه رخ میدهد آگاهی داشتهباشند، بارها کلامی را محکوم کنند که من بهوسیلهٔ ابزار محبوب خود بیان میکنم.
ابزارهای من مورد حمله قرار گرفتهاند… چه بیدانی انسانها! آنچه ابزاری انجام میدهند این است که در اطاعت از فرمانهای پسرم، سخنگویان ارادهاش باشند؛ اما بهجای آن، برای اینکه سخنگوی ارادهٔ پسرم هستند، مورد حمله قرار میگیرند.
فرزندان، آزار و اذیتی که ناگهان بر بشریت خواهد آمد چنان سنگین است! آنچنان بزرگ است که من پردهٔ مقدس خود را گذاشتهام، نه برای جلوگیری بلکه تا کمی از عذاب شما را کاهش دهم هنگامیکه در شرکت کردن با آرزوها و گناهان شیطان مشارکت میکنید.
هر یک از شماست توسط خون پسر الهی من بر صلیب نجات یافتهاید، اما بشریت بهصورت مناسب پاسخ نمی�دهد …
در این لحظه، زمانی که نزدیکتر میشویم به جشن تولد پسرم، میان آشوب، مشروب، شهوات تحقیرآمیز، مواد مخدر و موسیقیای که برای توهین به پسرم و من استفاده میشود، همراه با عدم وجود هوش و توانایی رد صحنه ای که پیش از شما ظاهر شده است و بیشتر شما را از نیکویی دور نگه دارد، همه اینها در کنار هم رنج بشریت را در دست دزدان بیعدالتی شتاب بخشید.
محبوب من:
من تو را به عنوان یک تمدن پیشرفته میبینم اما روحیانه بسیار کمخوار؛ تو واقعیتهای غیرقابل انکار را رد کرده و قبول ناپذیرها را پذیرفت، در برخی موارد از بیاطلاعی و بیشتر اوقات از سستدستی و شورش.
هلا شما هنوز فهمیدهاید که تنها بدن نیستید، روح و جان دارید که میتوانند به جایی بروند که بدنی فیزیکی نمی�ده اما این برای نسل کنونی مانند یک یوتوپیا است و همین دلیل است که دعوتهای من را رد کرده و پسرم و عشق الهیاش را کنار گذاشته تا با اراده آزاد خود در مسیر ای ادامه دهید که بارها به آن برخورد میکنید.
فرزندان محبوب دل پاک من:
عشقم بینهایت است، من تو را به عنوان مادر و معلم پذیرفتهام و همراه با لشکرهای آسمانی من آرام نخواهم گرفت تا آنها که اجازه میدهند نجات یابند.
یک سایه نزدیک زمین هست … از کشور به کشور، از قوم به قوم خواهد رفت و هیچ جایی در این جهان باقی نخواهد ماند که آزاد باشد.
محبوب من، باید تغییر کنی و پسرم را بالاتر از همه چیز دوست داشته باشید.
ابزارهای من ابزار هستند، خدا نیستند، مخلوقاتی مانند تو هستن؛ در برنامه نجاتدهی، پسرم شما را برای سخنرانی درباره اراده الهی دعوت کرده است و این کار باید کاملاً انجام دهید زیرا لحظه فرار میکند.
فرزندان محبوب، برای چین دعا کنید، یک رویداد ناگوار در این کشور خواهد بود.
محبوب من، عشقم به تو بسیار بزرگ است!… تو را تنها نخواهم گذاشت.
تو را با نام پدر، پسر و روحالقدس مبارک میکنم.
مریم مادر.
سلام بر تو مریم پاکیزه، بدون گناه زاده شده.
سلیم مریم پاک، بدون گناه متولد شدهام.
سلیم مریم پاک، بدون گناه متولد شدهام.